ملا خليل بن غازي القزويني
96
صافى در شرح كافى (فارسى)
رفع عذاب و ادخال جنّت . يا مؤمنان است « 1 » ، به اعتبار حكم به اسلام . يعنى : روايت است از طاهر بن حاتم قزوينى در وقتِ راستى او ( پيش از اظهار غُلُوّ در ائمّه عليهم السلام ) اين كه نوشت به آن مرد - كه امام رضا عليه السلام باشد - كه : چيست شناختى كه اكتفا كرده نمىشود به كمتر از آن در شناخت ربوبيّت و بزرگىِ مرتبهء آفرينندهء آسمان و زمين ، كه پيش از تكليف به طلب رسول است ؟ پس امام عليه السلام در جواب نوشت سوى او اين كه : هميشه بوده دانا و شنوا و بينا . و اوست و بس ، كنندهء به كمالِ قدرتِ هر چه را كه اراده كند . مراد اين است كه : اين مضمونها از شواهد ربوبيّت ، نزدِ هر مكلّفى ظاهر است و صريح است در صدقِ « لَا إِلهَ إِلَّا اللَّه » و در بطلان خودرأيى در مُخْتَلَفٌ فِيهِ ؛ چه آن ، شريك شدن با اللَّه تعالى در حكم است . [ حديث ] سوم اصل : وَسُئِلَ أَبُو جَعْفَرٍ عليه السلام عَنِ الَّذِي لَايُجْتَزَأُ بِدُونِ ذلِكَ مِنْ مَعْرِفَةِ الْخَالِقِ ، فَقَالَ : « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ، وَلَا يُشْبِهُهُ شَيْءٌ ، لَمْ يَزَلْ عَالِماً سَمِيعاً بَصِيراً » . شرح : و پرسيده شد امام محمّد تقى عليه السلام از چيزى كه اكتفا كرده نمىشود به كمتر از آن از جملهء شناخت بزرگىِ مرتبهء آفريننده ، پيش از تكليف به طلب رسول ؟ پس در جواب گفت اين كه : نيست مانند آن قِسم ، كسى در اسمِ جامِد محضْ چيزى ؛ و مانند نمىباشد او را در اسم جامد محضْ چيزى ، نه در حال و نه در استقبال ؛ چه هميشه بوده داناى شنواى بينا . بيان اين شد در حديث سابق . [ حديث ] چهارم اصل : [ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيى ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يُوسُفَ بْنِ بَقَّاحٍ ، عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ ، قَالَ : ] سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَقُولُ : « إِنَّ أَمْرَ اللَّهِ كُلَّهُ عَجِيبٌ إِلَّا أَنَّهُ قَدِ احْتَجَّ عَلَيْكُمْ بِمَا قَدْ
--> ( 1 ) . يعنى : فاعل محذوف .